1 دی :


بیماران دیابتی

خیلی دیر

زخم‌هایشان خوب می‌شود

این اتفاقی بود که

برای فرهاد افتاد!

 

 

 

30 آذر :

 

بین من و خدا

پای تو

در میان بود!

 

 

29 آذر :


هیچ قانونی توی دنیا وجود نداره که بگه تو در مقابل دلِ تنگِ ما مسئولی!...میبینی؟!...من که میگم دنیا رو بد ساختن!



28 آذر :


چشمانش

دیوانِ اشعار خدا بود



27 آذر :


فراوانی ِ حرف است

اما چرا اسراف؟

وقتی می‌شود به جای 

پنج حرف ِ "من و تو"

از سه حرفِ کمتر 

استفاده کرد و "ما" شد

میدانی که

حتی خدا هم

اسراف کاران

را دوست ندارد!



26 آذر :


ببویمت

مو به مو!



25 آذر :


ببوسمت

مو به مو!



24 آذر :


در میان حرف‌ها

تو شعر هستی!



23 آذر :


اگر

هزار بار دیگر هم

تکرار شود

من

مابین عشق و دوست داشتن

تو را

انتخاب می‌کنم!



22 آذر :


تو را باید

ذره ذره نوشاند

به دل و جان

مثل وقتی که

کیهان کلهر

کمانچه می‌نوازد!



21 آذر :


تو نمی‌آیی

اما هنوز

باران می‌آید

پس می‌توان هنوز

امید داشت به این زندگی!



20 آذر :


این خط هایی که روز به روز به پیشونی ما اضافه یا پررنگ تر میشن روتحویل نمیگرم...فقط ترسم از اینه که بیایی و خدایی نکرده فکر کنی چقدر برات اخم دارم!



19 آذر :


تحریم داروست

نبودن دستانت!



18 آذر :


توئی که من آفریدم

نصیب دیگری شد

مانند آذربایجان که

تارِ ایرانی را

به نام خودشان

به ثبت جهانی رساندند



17 آذر :


دلش خون بود

پرتقالِ عاشق!



16 آذر:


متاسفانه مناسب‌ترین دمای شب‌های پاییز، دمای آغوش است!



15 آذر :


از انسان ملولم و ديو و ددم آرزوست!



14 آذر :


نگاهش

توکلّی نبود

که بی خطر باشد

سوختیم



13 آذر :


ببخشید خانم

شما چقدر آشنا هستید!

آهان یادم آمد!

من قبلا شما را

میان آوازهای استاد بنان

شنیده ام!


12 آذر :


هی یارو

تو مسئول گلی هستی

که من اهلی آنم!



11 آذر :


پاییز

فصل عاشقی بود

درخت

لباس‌هایش را 

از تن در آورد!



10 آذر :


آدمی باید چندتا سگ ببندد دم در خوابهایش تا از ورود بعضی ها جلوگیری کند!!



9 آذر :


سالهاست

فرهاد

چایش را

تلخ می‌نوشد!



8 آذر :


مرخصی ندارد.حتی وقت استراحت ندارد.حقوق و مزایا ندارد.بیمه ندارد.ترفیع پست و مقام ندارد.استعفا یا اخراج شدن ندارد.بازنشستگی و از کار افتادگی ندارد.با این حال، دوست داشتنی‌ترین شغل دنیاست، عاشق تو بودن!!



7 آذر :


سکوت نکرده‌ام

فقط اینکه

همه‌ی عاشقانه ها 

از جنس نوشتن نیست!



6 آذر :


از نگاه دروغ می‌بارد

بیا ایمان بیاوریم به بوسه!



5 آذر :


از کلمات کفر می‌بارد

بیا ایمان بیاوریم به نگاه!



4 آذر :


به جادو اعتقادی نداشت

بحث چشمانت جداست!



3 آذر :


آغوش تو که

قفسی باشد با درهای باز

پرواز خاطره‌ی شیرین دوری می‌شود

که گاهی فقط

به شکل یک لبخند

به لبانم می‌آید!



2 آذر :


گم شده بود 

در شب چشمانش

و خدا را شکر می‌کرد

که چشمانش

 هم‌رنگ دریا نبود!



1 آذر :


من بنده‌ی بارانم  پاییز فصلِ حج من است!

+ نوشته شده در جمعه 1 دی1391ساعت 20:27 توسط وحـیـــــــد |